یاد تو ...
24 اردیبهشت 1393 توسط حاتم
گفتم: میخواهم با توحرف بزنم.گفت: هر زمان كه خواستی بیا به حرفهای تو گوش میدهم.گفتم: حتی نیمهشب؟!گفت: در آن لحظه نگاه من به تو بیشتر میشود…
- گفتم: میخواهم با توحرف بزنم.
- گفت: هر زمان كه خواستی بیا به حرفهای تو گوش میدهم.
- گفتم: حتی نیمهشب؟!
- گفت: در آن لحظه نگاه من به تو بیشتر میشود.
- گفتم: یاد تو آرامم میكند و فكر تو مونس تنهایی من است.
- گفت: اگر با رفقایت با هم سراغ من بیایید، بیشتر خوشحالم میكنی.
- گفتم: هرچه بیشتر با تو حرف میزنم، بیشتر تو را احساس میكنم.
- گفت: سعی كن طلوع و غروب خورشید با من در تماس باشی، لحظۀ عاشقانهای است.
- گفتم: هرچه این روزها بیشتر میگذرند، دلم بیشتر برایت تنگ میشود… .
- گفت: قرارمان صبحها 2 بار و ظهرها 8 بار و شبها 7 بار باشد.
- گفتم: اسم رمزمان چه باشد؟
- گفت: الله اكبر!