درسهایی از سبک زندگی حضرت باقرالعلوم(ع) در رابطه با تربیت فرزند
امام باقر(ع) به لحاظ ویژگیهای اخلاقی و برتریهای علمی در زمان خود شهرت فراوانی یافت، برجستگی علمی حضرت مورد اعتراف دشمنان نیز بود، مورد عنایت خاص پیامبر و امامان قبل از خود بود، جابر بن عبدالله انصاری از طرف پیامبر مأموریت داشت سلام خاص رسول گرامی اسلام را به امام باقر(ع) برساند، پیامبر با این روش میخواهد شخصیت او را به مسلمانان بشناساند تا گرد منحرفین و مدعیان جمع نشوند، بلکه نور واقعی، مرکز علم و تجلی و جانشین به حق پیامبر را بشناسند، مقام علمی و اخلاقی او مورد تصدیق دوست و دشمن بود.
بسیاری از بزرگان صحابه و تابعین از محضر آن حضرت مستفیض شده و کتب دانشمندان و مورخان اهل سنت نیز پر از سخنان پرمغز آن پیشوای بزرگ است، اکنون به برخی از خصوصیات رفتاری حضرت در خانواده و سبک و سلوک حضرت در تربیت فرزندان یا نوع رابطه با آنها میپردازیم تا درسی از سبک زندگی برای حل بحرانهای جامعه خود فرا بگیریم.
-توجه به تربیت فرزند قبل از تولد
علم امروز نیز ثابت کرده تربیت، پرورش و تعالی روح را باید از زمان انعقاد نطفه شروع کرد، چنانکه رشد جسم از همین زمان آغاز میشود، از این رو حضرت در برخی روایات علاوه بر توجه به ایجاد زمینههای ارزشمند قبل از ازدواج و انتخاب همسر مناسب و مؤمن تاکید دارد و قبل از تولد فرزند نیز به مسائل تربیتی از روزهای آغازین تولد اشاره تاکید و نکات مهمی را سفارش فرمود : مانند گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ کودک، عقیقه کردن و انتخاب نام نیکو، تأثیر شیر مادر در تربیت که در این موارد نقش مادر مهمتر است، اما از دوران نوجوانی نقش پدر مهمتر میشود، به ویژه در مورد پسران و نقش مادر درباره تربیت دختران.
-محبت به کودکان
کودکی که در کانون مهر و محبت پرورش یافت، هرگز به خشونت و خونریزی و جرم جنایت دست نیالاید، از این رو نیاز کودک به محبت از ضروریترین نیازهای عاطفی است تا او را شخصیت مثبتنگر و معرفتپذیر بپرورد، اظهار محبت با روشهای مختلف میتواند باشد با بوسیدن، پیامبر(ص) میفرمود: کودکان را ببوسید، در آغوش گرفتن، گفتن جملات زیبا و محبتآمیز، خریدن هدیه و اسباببازی، همبازی شدن با آنها و… به این نیازها پاسخ گفت، این مسائل را امام باقر(ع) در مورد فرزند کوچک خود امام صادق(ع) عملاً انجام دادهاند. محمد بن مسلم نقل میکند که در خدمت امام باقر(ع) بودم، در این هنگام فرزند (خردسالش) جعفر(ع) وارد شد… و در دستش عصایی بود که با آن بازی میکرد. امام باقر(ع) او را به گرمی در آغوش گرفت و به سینه خود فشرد و خطاب به او فرمود: پدر و مادرم فدایت… در این هنگام جعفر(ع) خندید.
-تربیت فرزند شایسته و سعادتمند
همه والدین آرزو دارند فرزندان صالح داشته باشند، رسیدن به این آرزو نیازمند اقداماتی است از جمله تشویق و ستایش از کارهای نیک فرزندان موجب احساس موفقیت و باعث ایجاد انگیزه قوی در تکرار آنهاست، به ویژه اگر در موقعیت مناسبی صورت گیرد، طاهر یکی از اصحاب امام باقر(ع) نقل میکند که در محضر امام نشسته بودم که فرزندش جعفر(ع) وارد شد. امام باقر(ع) فرمود: او بهترین مخلوقات خداوند است. حضرت نزد اصحاب خود فرزندش را با جملاتی بسیار نیکو مورد محبت و تشویق قرار داد.
-پند و اندرز و یادآوری خوبیها به فرزند
بازگویی کارهای خوب به فرزندان یکی از روشهای تربیتی است که در کنار نشان دادن اعمال خوب باید انجام داد، تکرار این اعمال نیز در روح فرزندان و اصلاح آنان تأثیر دارد، پدر و مادر با این روشها و پند و تکرار آن معلم خوب برای تربیت فرزندان شایسته هستند، آنان علاوه بر اینکه رهنمودهای مهم و تجربههای با ارزش خود را ره توشه فرزندان خویش میکنند، زمینه ایجاد روابط صمیمی را نیز فراهم میآورند و به فرزندان نزدیک شده و ضمن آگاهی از مشکلات آنها در حل آن نیز به فرزندان یاری میرسانند.
این نکته مهم است که پدر و مادر باید رابطه دوستانه و صمیمی با فرزندان داشته باشند، ولی دوست نباشند، همان طور که دوست رابطه صمیمی دارد، ولی پدر و مادر نیست، جایگاه دوست با جایگاه پدر و مادر یکی نیست و همچنین دوست مهمتر از پدر و مادر نیست، بنابراین پدر و مادر باید با هوشیاری کامل ضمن حفظ ابهت و شخصیت خود در نزدیک شدن به فرزندان و ایجاد رابطه صمیمی با آنها بکوشند و ضمناً فرزندان ضمن رعایت ادب و احترام والدین، با آنها صمیمی باشند.
در بسیاری روایات هست که امام باقر(ع) فرزندانشان را به صورت فردی یا جمعی خطاب کرده و نصایحی مشفقانه میفرمود: مانند «فرزندم از کسالت و اندوه بپرهیز که این دو کلید هر شری است…».
سفیان ثوری از امام صادق(ع) خواست تا او را نصیحت فرماید، امام صادق(ع) فرمود: «ای سفیان! پدر مرا به سه چیز سفارش و از سه چیز برحذر میداشت، از جمله سفارشات این بود که فرزندم هر که با رفیق بد همراه شود، سالم نمیماند و هر که در محلهای اتهام برود مورد اتهام قرار میگیرد و هر که بر زبان خود کنترل نداشته باشد پشیمان میشود».
-تأمین آرامش خانواده
بیتردید روابط خوب والدین با هم و نوع رفتار آنها با فرزندان در ایجاد فضای مناسب و آرام به عنوان زمینه خوشبختی و پیشرفت و رسیدن به آرزوها بسیار مهم است و بر عکس نزاعهای خانوادگی و اختلاف والدین و نبودن صمیمیت و آرامش علاوه بر ایجاد فضای اضطراب و یأس موجب عدم اعتماد به نفس در فرزندان، دوری از خانواده، افتادن در دامهای اجتماعی و به مخاطره انداختن تربیت فرزندان میشود، پیامدهای مثبت روابط خوب و پیامدهای منفی روابط سرد بر همه اعضاء خانواده تأثیر دارد.
امام باقر(ع) سفارش میکند که در خانواده هم احسان و نیکی و خوشرفتاری لازم است و هم اینکه این خوشرفتاری را به بهترین وجه ممکن ابراز کردن، لذا میفرمایند: «من حسن برّه باهله زید فی عمره»؛ یعنی هر کس با روشی نیکو و پسندیده به همسر و فرزندان خود نیکی کند عمرش طولانی میشود.
-عملگرایی بهترین روش برای اصلاح
اگر بخواهیم سبک رفتاری را جامعه را تغییر دهیم باید از خانواده ها شروع کنیم و بزرگان خانواده تغییر و اصلاح را از خود شروع کنند، اگر کشور را به مثابه خانوده بزرگ فرض کنیم، مسئولان رده بالا بزرگان این خانواده هستند که باید اصلاح و تغییر به صلاح را از خود آغاز کنند، آنچه بیش از گفتار و نصیحت در جامعه و خانواده تأثیر دارد عمل است، لذا قرآن پیامبر در آغاز به تبلیغ عملی و دعوت عملی فرا خواند و دوره مکی پیامبر و آیات بیشتر رنگ و بوی عملگرایی دارند.
عمل اساسیترین عامل تربیت در سیره اهل بیت است، مهمترین راز موفقیت آنها در خانواده عمل آنها بود، آن بزرگواران با پایبندی به گفتار و نصایح خود بهترین الگوی رفتاری برای فرزندان و خانواده و اصحاب خویش بودند، مثلاً اگر پدر خانواده در حضور فرزندان و همسر خود صدقه دهد یا در انجام واجبات دینی کوشا باشد یا نماز اول وقت بجا آورد، تأثیر آن و الگو شدن این رفتار سریعتر از آن است که فقط آنها را به این امور سفارش کند.
فرزند بزرگوار امام باقر(ع) نقل میکند که «روزی بر پدرم وارد شدم و مشاهده کردم که هشت هزار دینار طلا صدقه به تهیدستان مدینه داده و اهل خانهای را که تعداد آنها به یازده نفر میرسید آزاد کرده است، در روایتی دیگر نیز امام صادق(ع) نقل کرده است: «من پیوسته رختخواب پدرم را پهن میکردم و منتظر میماندم تا ایشان به رختخواب بروند و بخوابند و سپس بر میخواستم و به رختخواب خود میرفتم. شبی آن حضرت تأخیر کرد و من در طلب او به مسجد رفتم، در حالی که مردم خواب بودند، او را در حال سجده دیدم و غیر او کسی در مسجد نبود.