• خانه 
  • امامان در عالم مثال به چه کیفیت بودند؟ 
  • تماس  
  • ورود 

شب قدر، شب بیدار شدن است نه بیدار ماندن

07 مرداد 1392 توسط حاتم

حجت‌الاسلام و المسلمین ناصر رفیعی، از خطبا و نویسندگان برجسته کشور، در رابطه با اهمیت لیالی قدر در ترسیم آینده زندگی انسان گفت: شب قدر، شب بازسازی و جبران است؛ شب قدرشناسی و ارزش‌شناسی و شب فرصت‌یابی است. این شب‌ها از جمله زمان‌های بسیار مهم برای بازگشت انسان به سوی خداوند و بازسازی و جبران است.

وی افزود : آنچه که میان مردم مشهور شده این است که شب قدر، شب احیاء است و به عبارتی شب بیدار ماندن؛ اما باید توجه داشت که مهم‌تر از بیدار ماندن انسان در این لیالی، بیدار شدن اوستغ لذا فقط بیدار ماندن انسان هنر نیست، چراکه بسیاری از افراد به حسب شغلی که دارند ممکن است در طول سال، شب‌های بسیاری را بیدار بمانند و به همین علت باید تاکید کرد که در این شب‌های پربرکت فقط بیدار ماندن هنر نیست، بلکه بیدار شدن انسان از اهمیت بیشتری برخوردار است.

حجت‌الاسلام رفیعی با بیان این نکته که شب قدر فرصت‌های ویژه‌ای را داراست، با اشاره به برخی از این فرصت‌ها عنوان کرد: فرصت نزول قرآن در این شب مبارک قرار داده شده است و رفت و آمد فرشتگان الهی روی این نشئه خاکی در این شب عزیز انجام می‌شود. همچنین خداوند عبادت این شب را برتر از هزار ماه قرار داده است، لذا مجموع این عوامل انسان را مجبور می‌کند که در این شب به خود رجوع و با نگاهی عمیق نسبت به اصل و فطرت خود، نفس خود را اصلاح کند.

این خطیب برجسته خاطرنشان کرد: شب قدر، شب آشتی انسان با خداوند متعال است. این شب پربار فرصت تحکیم دل‎هایی است که لبریز از شوق و محبت خداوند هستند، لذا هر انسانی به اندازه توان خود از فیوضات این فرصت گرانمایه بهره‌مند می‌شود. به اعمال و عبادات مخصوص این شب عظیم نمی‌توان بی‌توجه بود، اما نکته قابل تأمل این است که گاهی حتی فرازی از دعای جوشن کبیر یا دو رکعت نماز، تحولی عظیم را در وجود شخص ایجاد می‌کند؛ چراکه اساسا روح شب قدر تغییری است که در نفس انسان ایجاد می‌شود؛ یعنی مهم‌ترین مسئله تحولی است که این شب، در مسیر بازگشت انسان به سوی خداوند ایجاد می‌کند؛ چون واسطه خداوند در این لیالی قرار داده شده است.

 نظر دهید »

چرا به امام علی(ع) «قسیم النار والجنه» می‌گویند

07 مرداد 1392 توسط حاتم

در روایت‌های گوناگون شیعی و سنی از امیرالمؤمنین(ع) به «قسیم النار، قسیم الجنه والنّار، قسیم النار والجنه و …» یاد شده است، اما دلیل آن چیست؟ این سؤالی است که مأمون ۱۲ قرن پیش از امام علی‌بن موسی‌الرضا(ع) پرسید و پاسخ گرفت.

اباصلت هروی نقل کرده است که روزی مأمون به امام رضا علیه السلام گفت: یا اباالحسن! ما را از پدرت امیرالمومنین آگاه ساز که به چه علت قسیم الجنه و النار خوانده شده است و این به چه معناست که این مطلب فکر مرا مشغول ساخته است. پس امام رضا علیه السلام به او فرمود: ای مأمون! آیا تو از پدرت و او از پدرانش از ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل نکردید که گفت از رسول خدا شنیدم می‌فرمایند: حب علی ایمان و دشمنی با علی کفر است؟ پس مأمون پاسخ داد آری! سپس حضرت فرمودند: پس زمانی که ایمان و کفر بر اساس حبّ و بغض او باشد، بهشت و دوزخ را تقسیم می‌کند، بنابر این او قسیم الجنه و النار است.»

در ادامه این روایت آمده است: « اباصلت هروی می‌گوید پس از بازگشت امام از مجلس عرض کردم: ای پسر رسول خدا، چه جواب خوبی به مأمون دادید. پس فرمود: ای اباصلت! من به قدر فهم او جواب دادم؛ پدرم از پردانش از امیرالمؤمنین علی(ع)‌ نقل کرده که فرموده است، رسول خدا(ص) به من فرمود: ای علی! تو قسمت کننده بهشت و دوزخ در روز قیامت هستی، به آتش می‌گویی این شخص برای توست و این شخص برای من.»

همچنین در روایتی از مُفضّل‌بن عمر نقل شده است که می‌گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم به چه علت امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب «قسیم الجنه و النار» گفته شده است؟ حضرت فرمودند: به خاطر اینکه دوست داشتن او ایمان و دشمن داشتن او کفر است، و همانا بهشت برای اهل ایمان آفریده شده است و جهنم برای اهل کفر خلق شده است پس او به این علت قسیم الجنه و النار است. بنابراین در بهشت وارد نمی‌شود مگر اهل محبت و دوستی با او و وارد آتش نمی‌شود مگر اهل دشمنی با او (علل الشرایع ج ۱ ص ۱۶۲).

 

 نظر دهید »

شهیدی که به دست منافقین تکه تکه شد

07 مرداد 1392 توسط حاتم

شهید سید جلیل موسوی اسماعیل‌پور متولد ۱۳۳۸ از دلاور مردانی بود که در نبرد پیروزمندانه مرصاد به درجه شهادت نائل آمد و با اقتدا به مولایش امام حسین (ع) و یاران با وفایش با بدن ارباً اربای خود به سوی حق شتافت.

در حالی که زنده بود ارباً اربا شد

همه رزمندگان درگیر مواجهه با دشمن بودند و مهمات تمام شده بود و فرستادن مهمات تقریباً ناممکن شده بود، زیرا هیچ ماشینی از تیررس دشمن در امان نبود؛ آنسان که فرماندهی از بچه‌ها درخواست یک داوطلب برای رساندن مهمات کرد. سید جلیل شجاعانه برخاست و این مأموریت را به عهده گرفت. ماشین را پر از مهمات کردند و او با هر زحمتی که بود، خود را به رزمندگان اسلام رساند و مهمات را تحویل داد.

در راه برگشت وقتی که جنازه مطهر شهدا و مجروحان را بر زمین دید، در کناری ایستاد و شروع به جمع ‌و سوار کردن آنان در ماشین کرد. جنازه‌ای که به پشت افتاده بود توجهش را جلب کرد. او را برگرداند ناگهان با یکی از زنان گروهک منفور منافقین طرف شد که زنده بود. زن شرور سریع لباسش را درید و تن خود را نمایان ساخت. سید جلیل رویش را برگرداند و در یک آن، این زن منافق که تله منافقین شده بود و چند تن دیگر از منافقین کوردل به او حمله‌ور شدند و او را اسیر کردند.

همرزم شهید که داماد خانواده آنان نیز بود، از دور با دوربین صحنه را می‌دید و آنچه ‌‌دیده اینچنین توصیف می‌کند: «نخست دست‌هایش را در حالی که زنده بود، قطع و سپس صورتش را تیرباران کردند و دیگری وحشیانه به او حمله‌ور شد و سرش را از پشت سر برید و آنسان که همه ما او را از دور ‌می‌‌دیدیم، آنان ناجوانمردانه شروع به قطعه قطعه کردن اعضای سید جلیل کردند. من تا جایی که او را می‌دیدم، هیچ خم به ابرو نیاورد و در حالی که زنده بود ارباً اربا شد.


این مسأله باعث شد که بچه‌های ما قوت دیگری گرفتند و یورش بیشتری به دشمن آوردند و به عبارتی با شهادت سید جلیل ورق برگشت و ما توانستیم خودمان را به جلو بکشیم. وقتی به پیکر قطعه قطعه شده سید رسیدم، تنها کاری که از دستم برآمد، جمع کردن پیکر و قرار دادن آن در زیر یک ماشین بود.

چند روز بعد که پیکرش را خودم به عقب آوردم، هیچ علامت شناسایی دقیقی در بدن او نبود و صورتش غیرقابل شناسایی شده بود. کمی که دقت کردم بازوی او را یافتم که بر رویش نوشته بود «دوستت دارم مادر»‌.

شادی روحش صلوات

 نظر دهید »

آیا تارك الصلاة کافر است؟

07 مرداد 1392 توسط حاتم

در قيامت اولين چيزي كه از بنده سوال مي شود نماز است، پس اگر آن را تمام انجام داده باشد كه هيچ، و گرنه در آتش انداخته می شود. پيامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه واله) می فرماید: به راستي كه محبوب ترين اعمال در نزد خدا، نماز و نيكي و جهاد است.

در قيامت وقتي از تارك الصلاه مي پرسند كه چه شما را در جهنم درآورد؟ در جواب گويند؛ ما از نماز گزاران نبوديم. خداوند در آيه ۵ سوره ماعون مي فرمايد: پس واي بر نمازگزاران، آنان كه از نماز خود به واسطه سبك شمردن و بي اعتنايي بي خبرند. از پيامبر اكرم(صلی الله علیه واله) روايت شده که فرمود: فرقي ميان مسلمان و كافر نيست جز اينكه نماز را عمدا ترك مي كند يا درآن سهل انگاري مي نمايد، پس نمي خواند آن را.

اولين چيزي كه از بنده حساب مي شود در روز قيامت نماز مي باشد، اگر پذيرفته شد بقيه پذيرفته خواهد شد و چون نماز در وقت خود بالا رود، به سوي صاحبش برمي گردد در حالتي كه سفيد و نوراني است، مي گويد؛ مرا حفظ كردي خداوند شما را حفظ كند و چون درغير وقت آن بالا رود كه حدود آن مراعات نشده باشد، به سوي صاحبش بر گردد در حالي كه سياه تاريكي است، مي گويد؛ مرا ضايع كردي، خداوند تو را ضايع نمايد.

از امام صادق(علیه السلام) از گناهان كبيره پرسيده شد، فرمود: …گناهان بزرگ هفت است؛ كفر به خدا، قتل نفس، عقوق والدين، خوردن ربا بعد از بينه و روشن بودن آن، خوردن مال يتيم از راه ظلم، فرار از جنگ و تعّرب بعد از هجرت، برگشت از محل علم و ايمان به جايي كه علمي درآن نيست و ازآنجا بيرون آمده. راوي می گويد؛گفتم اين است معاصي بزرگ؟ فرمود؛ آري. گفتم؛ خوردن يك درهم از مال يتيم ظلم بالاتر است يا ترك نماز؟ فرمود ترك نماز، گفتم؛ پس شما ترك نماز را از كبائرنشمردي؟ فرمود؛ نخستين چيزي كه براي تو گفتم چه بود؟گفت؛ كفر،فرمود؛ پس به راستي كه تارك الصلاه يعني بدون علت كافر است.

نماز بالاترين وسيله ارتباط مخلوق با خالق و سزاوار است بنده بكوشد آن را به طور مستمر و با شوق و اشتياق بخواند و معناي كامل آن را بدست آورد و با توجه كامل و با حالت خضوع و خشوع، همراه با جماعت و با بدن و لباس خوشبو و پاكيزه به جا آورد و اولين شرايط نماز اول وقت بودن آن مي باشد.

از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل شده؛ كسي كه در نماز خود سستي كند، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا سازد؛ خداوند از عمر و روزيش بر دارد، هر عملي را كه انجام مي دهد برآن پاداش داده نشود، براي او در دعاي افراد شايسته حظ و بهره اي نباشد، خوار و گرسنه و تشنه مي ميرد، از روي او سيماي صالحين را محو نمايد، دعايش به آسمان برده نمي شود، قبرش بر او تنگ گردد، خداوند فرشته اي را در قبرش مامور كند كه او را عذاب نمايد، به حساب سخت محاسبه خواهد شد، خداوند به او نظر نمي كند و او را پاكيزه نمي فرمايد، و براي اوست عذاب دردناك. خداوند فرشته اي مامور كند كه در حالي كه خلائق به سويش مي نگرند، او را به صورت بر زمين بكشاند.

همچنین از پیامبر اعظم (صلی الله علیه واله) روايت شده که فرمود: از من نيست هر كه نماز را سبك شمارد، و فرمود؛ شفاعت ما نمي رسد به كسي كه نماز را سبك شمارد و فرمودند نماز خودتان را تباه نسازيد، زيرا هر كه نماز خود را ضايع كند، با قارون و هامان محشور خواهد شد و بر خدا حتم است كه او را با منافقين درآتش داخل كند.

علامه حلي(رحمةالله) در كتاب “المنتهي” می نویسد: تارك الصلاة در حالي كه ترك آن را حلال بداند كافر است. اجماعا، و اگر آن را ترك كند در صورتي كه به وجوب آن معتقد باشد كافر نيست، گرچه بعد از ترك سه نماز، و تعزير در بين آنها، مستحق قتل خواهد شد. نظير همين عبارت از ساير علما در كتب خود نقل گرديده است و درقرآن و روايات هم كيفر و مجازات آن بيان گرديده است.

زماني كه به حالات مردان و زنان ارزنده ای همچون پیامبران از جمله حضرت عيسي (علیه السلام)، حضرت ابراهيم(علیه السلام) و پيامبر بزرگ اسلام (علیه السلام) و اولياي خدا مانند امیرالمومنین (علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، ساير ائمه اطهار (علیهم السلام)، حضرت مريم (سلام الله علیها) مالك اشترها، جعفر طيارها و هزاران فرد ديگر عاشق پروردگار كه هر زمان دوست دارند با خدا صحبت كنند به جانب نماز حركت كرده و هر وقت مايلند خدا با آنها هم كلام شود، قرآن مي خوانند مي نگريم اين موضوع را در مي يابيم كه عاشقانه به نماز ايستاده و به سوي مقدماتش شتابان هستند كه گويا جز معبود حقيقي در اين جهان معشوق ديگري ندارند.

در وقت حساس و هنگام خطر و زمان بسيار سخت و پيشامدهاي مهم و در اوقات مبارك، در محل هاي شريف و مكانهاي محترم، بلكه در تمام اوقات به نماز سفارش شده مانند نماز آيات و نماز عيد، نماز خوف، نماز شب هاي قدر، نماز ميت، نماز حاجت، نماز زيارت، نماز استغاثه، نوافل، نماز شب و دهها نماز ديگر كه از تمام اينها حس مي شود كه نماز مطلب ساده اي نيست و خيلي بايد به آن اهميت داد.

 

 نظر دهید »

چگونه دعا کنیم که، از دروغگویان نباشیم؟

07 مرداد 1392 توسط حاتم

 خداوند سبحان به پیامبر بزرگ خویش حضرت عیسی(ع) فرمود:

ای عیسی! آن گاه که مرا می خوانی، چون انسانِ غرق شده ای که فریاد رسی ندارد، دعا کن و روی به درگاه من آر.

ای عیسی! دل را در پیشگاه من خاشع ساز و در خلوت مرا فراوان یاد کن و بدان که من از خاکساری تو در برابرم خرسندم. (پس) در دعاهایت، دل و جان حاضر ساز و با ناله های حزن آلود مرا بخوان.۱

پس نیاز برندۀ درگاه دلدار و دعا کننده ی از حضرت یار را لازم است هنگام دعا، گفتار زبان را با حال دل یکسان کند، مباد که در تمنای خویش از شمار دروغ گویان و مسخره کنندگان قرار گیرد! چه خجلت آور است مولایی را که به اسرار دل ها آگاه است، بخوانیم و در برابرش بگوییم: « مولای من، چنان گرسنه ی محبت تو هستم که هرگز سیری ندارم و چنان عطشناک عشق توام که هیچ گاه از آن سیراب نمی گردم.» ولی دل و جان را اثری از محبت او نباشد، مگر نه این است که تشنگان محبت یار مشتاق دیدار یار و لقای دلدارند و همواره در طلب رضای او گام می زنند؛ هم چنانکه در ادامه دعا می خوانیم:«چقدر مشتاق اویم که مرا می بیند و من از دیدن او محروم.»۲

مگر چنین نیست که مشتاقان کویش را آسایش غافلانه، حرام است و آسودگی از سر بیهودگی و غفلت؛ ناستوده و نا به جا. پس باید با رعایت آداب و شرایط دعا و صیقل زدن آینه دل از زنگار کدورت ها و ناپاکی ها، دل را با زبان همراه سازیم و حالت خشوع و خضوع در محضر پروردگار حاصل آریم.

 

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 163
  • 164
  • 165
  • ...
  • 166
  • ...
  • 167
  • 168
  • 169
  • ...
  • 170
  • ...
  • 171
  • 172
  • 173
  • ...
  • 330

مدرسه علمیه الزهراء خمینی شهر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • عمومی
    • پزشکی
  • مذهبي
    • اخلاقی
  • مناجات
  • آشپزی
  • خاطرات شهدا و بزرگان
  • خانه داری
  • مهدویت و فرهنگ انتظار در فضای مجازی
  • احادیث نورانی معصومین(ع)
  • چکیده پایان نامه های مدرسه
    • مقاله
  • علمی
  • معرفی کتاب
  • روانشناسی
  • دل نوشته های یک طلبه
  • سیره اهل بیت علیهم السلام
  • اطلاع رسانی برنامه ناب رسانه
  • کلام ناب بزرگان
  • شعر
  • علما
  • جملات تامل برانگیز
  • خبرهاي مدرسه
    • فرهنگي
    • پژوهش
    • آموزش
  • احکام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
ایامم را به یاد خود آباد ساز و پیوسته در خدمت خویش مستدام دار و کردارم را پذیرا باش.«امیر المومنین(ع)»
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس