اقسام عبادت از دیدگاه امام حسین (ع)

10ام اردیبهشت, 1396

می دانیم همه آنان که به سوی خدا می روند و به پرستش و عبادت روی می آورند دارای انگیزه یکسانی نیستند، باید دید برترین آن ها کدامند؟

قال الامام الحسین علیه السلام:

«ان قوما عبدوا الله رغبة فتلک عبادة التجار و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلک عبادة العبید، و ان قوما عبدوا الله شکرا فتلک عبادة الاحرار، و هی افضل العبادة.» (1)×

امام حسین علیه السلام فرمود:

«همانا مردمی خدا را برای شوق بهشت پرستش می کنند که این پرستش تجار است.

و همانا مردم دیگری خدا را از روی ترس می پرستند که این پرستش بردگان است.

و همانا مردمی خدا را از روی شکر و سپاس عبادت می کنند که این عبادت آزادگان است و این نوع پرستش والاترین نوع عبادت است.»

1. تحف العقول، ص 175; بحارالانوار، ج 78، ص 117، حدیث 5 و اعیان الشیعه، ج 1، ص 620.

× - فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام، محمد دشتی.

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا کوه‌ ها و زمین امانت اشاره شده در سوره احزاب را نپذیرفتند؟

9ام اردیبهشت, 1396

آیت‌الله سیّد صادق روحانی به پرسشی درباره منظور از امانت در سوره احزاب پاسخ گفته است.

متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:
منظور از امانت در سوره احزاب چیست و چرا کوه‌ ها و زمین این امانت را نپذیرفتند؟
استفتاء:

خداوند متعال می فرمایند: «إِنَّا عَرَضْنَا الاَْمَانَهَ عَلَى السَّماوَاتِ وَ الاَْرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الاِْنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُوماً جَهُولا». (۱)


الف) : منظور از امانت در آیه فوق چیست؟

ب) : به چه دلیل آسمان‌ ها و زمین و کوه‌ ها این امانت را نپذیرفتند؟ و آیا این عدم پذیرش، گناه و معصیت شمرده مى شود؟

ج) : چرا انسان این امانت را پذیرفت؟

د) : به چه دلیلى خداوند متعال انسان را به این صورت توصیف مى نماید: «ظَلُوماً جَهُولا»؟

و) : اگر منظور از امانت را همان ولایت بدانیم چگونه مى توانیم آن را با برخى از روایات که زمین کعبه را اولین سرزمینى مى دانند که ولایت امیرمؤمنان على (علیه السلام) را پذیرفت، وفق داد؟
جواب:

باسمه جلت اسمائه؛ الف) : امانت عبارت از چیزى است که نزد دیگرى مى سپارند تا از آن نگهدارى نماید و سپس به صاحب اصلى آن باز گردانده شود، بنابر این امانت یاد شده در این آیه کریمه مى بایست چیزى باشد که خداوند متعال به انسان امانت داده است تا از آن نگهدارى نموده و سپس به خداوند سبحان بازپس دهد.

آن‌چنان که از آیه بعدى: «لِیُعَذِّبَ اللهُ الْمُنَافِقِینَ وَ الْمُنَافِقَاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکَاتِ وَ یَتُوبَ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ» (۲) آشکار مى شود امانت یاد شده در آیه پیش از آن، امرى است که میان مؤمنان و منافقان تمایز ایجاد مى کند. یک چنین امرى حتماً مربوط به دین است و درباره آن اختلاف نظر وجود دارد ولى به حق باید گفت که منظور از آن، کمالى است که از اعتقاد درست و عمل نیکو حاصل مى گردد و در برخى از روایات از آن به عنوان ولایت تعبیر شده است زیرا ولایت راستین جز با به کمال رسیدن اعتقاد و علم و عمل به دست نخواهد آمد.

ب) : منظور از پذیرفتن و یا رد کردن آن، توانایى و صلاحیت بر عهده گرفتن یا نگرفتن است زیرا آسمان‌ ها، زمین و کوه ‌ها با وجود عظمتشان استعداد و توانایى پذیرفتن آن را ندارند که از آن به نپذیرفتن تعبیر شده است.

ج) : زیرا او با وجود ناتوانى ظاهرى و کوچک بودن جثه ‌اش آمادگى ذاتى جهت بر عهده گرفتن آن را دارد و استعداد و صلاحیت لازم جهت قبول و پذیرفتن آن را دارا مى باشد.

د) : دو صفت ظلوم و جهول از کلمات ظلم و جهل گرفته شده است و خداوند سبحان این صفت‌ ها را به این دلیل تنها به انسان و نه به آسمان ‌ها و زمین و کوه ‌ها نسبت داده است که انسان پس از اینکه صلاحیت بر عهده گرفتن امانت را داشته است اگر آن را رد نماید بى گمان جاهل و ظالم خواهد بود ولى آسمان‌ ها و زمین و کوه ‌ها از آنجا که اساساً صلاحیت بر عهده گرفتن امانت را نداشته اند این صفت ‌ها به آنها تعلق نمى گیرد.

و) : منظور از ولایتى که انسان پذیرفت و آسمان ‌ها و زمین رد کردند ولایتى است که از باور سرچشمه گرفته و از علم و عمل ناشى شده باشد و این مطلب همان‌ گونه که آشکار است غیر از ولایتى است که برخى از سرزمین‌ ها پذیرفته و برخى رد نموده اند.

——————————————————————-

۱٫ «ما بر آسمان‌ ها و زمین و کوه ‌های عالم (و قوای عالی و دانی ممکنات) عرض امانت کردیم (و به آنها نور معرفت و طاعت و عشق و محبّت کامل حق یا بار تکلیف یا نماز و طهارت یا مقام خلافت و ولایت و امامت را ارائه دادیم) همه از تحمّل آن امتناع ورزیده و اندیشه کردند و انسان (ناتوان) آن را بپذیرفت، انسان هم (در مقام آزمایش و اداء امانت) بسیار ستمکار و نادان بود (که اکثر به راه جهل و عصیان شتافت)»؛ احزاب (۳۳): ۷۲٫
۲٫ «(این عرض امانت) برای این بود که خدا مرد و زن منافق و مرد و زن مشرک همه را به قهر و عذاب گرفتار کند و از مرد و زن مؤمن (به رحمت) در گذرد»؛ احزاب (۳۳): ۷۳٫

منبع: شفقنا

اشتراک گذاری این مطلب!

فضایل 15 گانه زیارت امام حسین (علیه السلام)

10ام اردیبهشت, 1396

 مصطفی لعل شاطری: یکی از اعمال بسیار سفارش شده از سوی ائمه اطهار(علیه السلام) زیارت امام حسین (علیه السلام) در کربلا می باشد، به نحوی که برای آن فضیلت های بی شماری ذکر شده است، چنانچه در این باب آمده است؛


1-هنگامی که فردی تصمیم به زیارت آن حضرت می گیرد خداوند گناهانش را مورد بخشایش قرار می دهد و هنگامی که در راه زیارت او گام می سپارد، آن ها را از کارنامه عملش محو می نماید و در مرحله بعد کارهای شایسته اش را چند برابر می سازد و همین گونه در هر مرحله ای به کارهای نیک او افزوده می شود تا وارد بهشت گردد. هنگامی که آهنگ زیارت آن حضرت نموده و غسل کند، پیامبر گرامی ندایش می دهد که: «یا وفد الله! ابشروا بمرافقتی فی الجنه…؛ ای روی آورنده به خدا! و ای میهمان او! بشارتت باد به همراهی من در بهشت، و امیرمومنان (علیه السلام) به او ندا می دهد که: انا ضامن لقضاء حوائجکم…؛ من ضامن برآورده شدن خواسته های شما هستم، و آن دو گرامی از چپ و راست همراهیش می کنند تا از زیارت بازگردد. (بحارالانوار، ج101: 64)

2- هنگامی که در راه سفر و تهیه زاد و توشه برای زیارت آن حضرت، هزینه نماید، در برابر هر درهم از هزینه اش پاداشی هم چون کوه «احد» بدو ارزانی می دارند و چند برابر آنچه انفاق نموده است جایگزین آن می سازند و همه بلاها را از او برمی گردانند، از این رو در روایتی آمده است که: خداوند برای هر درهم بخشش زائر حسین (علیه السلام) در راه خدا، ده هزار درهم پاداش می دهد، و فراتر از همه این پاداش های مادی، خشنودی خدا و دعای خیر پیامبر، علی و امامان نور (علیه السلام) است که بدرقه راه اوست. (بحارالانوار، ج101: 147)

3- هنگامی که از منزل خود خارج می شود از جهات ششگانه او ششصد فرشته او را همراهی می کنند. (بحارالانوار، ج101: 68)

4- به هنگام راهپیمایی به سوی مرقد امام حسین(علیه السلام)، به هر چیز و هر نقطه ای گام نهد دعایش می کنند. (بحارالانوار، ج101: 14- 15) چون گام هایش را برمی دارد و می نهد، به هر گامی، هزار کار شایسته دارد. اگر بر کشتی نشسته باشد با حرکت کشتی خداوند ندایش می دهد که: آگاه باش که رستگار شدی و بهشت به وجود شما خوشبخت گردید، (بحارالانوار، ج101: 36) وهنگامی که بر مرکب سوار شود با حرکت هر دست آن، پاداش هزار کار شایسته خواهد داشت. (بحارالانوار، ج101: 25)

5- هنگامی که در راه کوی دوست، خورشید بر او بتابد گناهانش را، بسان آتشی که هیزم را می بلعد و نابود می کند، از بین می برد. (بحارالانوار، ج101: 14-15)

6- هنگامی که از شدت حرارت هوا، عرق می کند و یا رنج و خستگی بر او دست می دهد روایت شده است که: «از عرق او هفتاد هزار فرشته پدید می آید که تا روز برپایی رستاخیز، ستایش خدا می کنند و برای زائر حسین (علیه السلام) بخشایش او را می طلبند.» (بحارالانوار، ج101: 357)

7- هنگامی که با آب فرات، غسل زیارت می نماید همه گناهانش می ریزد. آنگاه پیامبر ضمن میهمان خدا خواندن او، بشارت بهشت و همنشینی خود را به او می دهد و امیر مومنان (علیه السلام) برآورده شدن خواسته ها و برطرف ساختن گرفتاری دنیا و آخرت او را تضمین می نماید. (بحارالانوار، ج101: 64، 147)

8- هنگامی که پس از غسل زیارت، به سوی او حرکت می کند، به هر قدمی که برمی دارد و می نهد، یکصد حج و یکصد عمره پذیرفته شده و یکصد میدان جهاد به همراه پیامبر، بر ضد بدترین دشمنان حق و عدالت، پاداش دریافت می دارد. (بحارالانوار، ج101: 87)

9- با نزدیک شدن به کوی دوست، گروه های مختلف فرشتگان، در دسته های ده ها هزار، به استقبال او می شتابند که از جمله آن ها چهار هزار فرشته ای خواهند بود که روز عاشورا برای یاری امام حسین(علیه السلام) اعلان آمادگی کردند و او نپذیرفت و آن گاه از جانب خدا دستور یافتند تا پس از شهادتش در آستان او باشند. (بحارالانوار، ج44: 286)

10- هنگامی که زائر آن حضرت، مرقد منور ایشان را با معرفت زیارت می کند، آن گرامی بدو نظر می افکند و بر او دعا می کند و از پدر و نیای بزرگش نیز می خواهد، تا او را دعا کنند. آن گاه فرشتگان و از آن پس همه پیامبران او را دعا می کنند و سرانجام فرشتگان با او مصافحه می کنند و بر چهره اش نشانی از نور عرش نقش می بندد که این زائر مرقد فرزند پیامبر و مرقد پیشوای شهیدان است. (بحارالانوار، ج101: 64؛ ج45: 182)

11- هنگامی که به سوی خاندانش برمی گردد، گروه هایی از فرشتگان همراهیش می کنند و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل بدرقه اش می نمایند و دو فرشته نگهبان او از او خداحافظی می کنند و می گویند: «ای دوست خدا! تو مورد بخشایش خدا قرار گرفته ای، به راستی که تو از حزب خدا و پیامبر و امامان نور هستی، به خدای سوگند که نه تو آتش دوزخ را خواهی دید و نه آتش دوزخ تو را و نه به تو طمع خواهد کرد.» (بحارالانوار، ج101: 24)
آنگاه ندا می دهند که: گوارا باد بر تو! پاکیزه و رستگار شدی و بهشت نیز به وجود تو مفتخر شد. (بحارالانوار، ج101: 36)

12- هنگامی که پس از این زیارت، به مدت یک سال یا دو سال بعد، از دنیا برود فرشتگان در تشییع جنازه او حاضر و برای او طلب بخشایش خدا می کنند. و حسین (علیه السلام) به دیدارش می شتابد. روایت است که آن حضرت فرمود: «مَن زارنی فی حیاته، زُرتُهُ بَعد وفاته…؛ هر کسی مرا در زندگی اش زیارت کند، پس از مردنش بازدیدش خواهم کرد.» (بحارالانوار، ج101: 16، 18)


13- اگر زائر حسین (علیه السلام) در راه زیارت او از دنیا برود، فرشتگان پیکر او را تشییع می کنند و از بهشت برای او حنوط و کفن می آورند و بر روی کفن او می پوشانند. و بر او نماز می گذارند و زیر پایش را با بویی خوش و معطر، فرش می سازند. و زمین را از دو سوی او کنار می زنند تا جای قبر او فراخ و خوش باشد و درهای رحمت آسمان به رویش گشوده می شود و آن گاه آسایش و روزی خوش، تا قیام قیامت بر او نازل می گردد. (بحارالانوار، ج101: 78)

14- هنگامی که زائر آن حضرت در راه زیارت او زندانی گردد و یا کتک بخورد، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: به هر روز زندانی شدن یا کتک خوردن، در روز قیامت پاداش و شادمانی خواهد داشت و اگر پس از زندانی شدن کتک هم بخورد برای هر ضربه ای، حوریه ای خواهد داشت و برای هر دردی هزاران پاداش کار نیک و محو هزاران گناه و دریافت هزاران درجه و هم سخن پیامبر خواهد بود تا از حساب رستاخیز نجات یابد و فرشتگان عرش او را مورد مِهر قرار می دهند و بدو گفته می شود آنچه دوست داری بخواه.

15- و نیز از امام صادق (علیه السلام) آمده است که: اگر زائر حسین، در راه زیارت او کشته شود با نخستین قطره خون، همه گناهانش مورد بخشایش قرار می گیرد و سرشت ملکوتی او بسان سرشت پیامبران به گونه ای شستشو داده می شود که از سرشت حیوانی کافران و فاسقان پاک و پاکیزه و خالص می گردد، همین گونه قلب او شستشو داده می شود و هر ناخالصی از آن زدوده و لبریز از ایمان می گردد. و در حالی خدا را ملاقات می کند که از همه ناخالصی ها خالص است و شفاعت خاندان و هزاران نفر از برادران دینی اش بدو ارزانی شده است. فرشتگان به همراه جبرئیل و فرشته مرگ، نماز او را می خوانند و کفن و حنوط او از بهشت هدیه می گردد و آرامگاهش بر او گسترده و نورباران می گردد. دری از درهای بهشت به رویش گشوده می شود و فرشتگان از بهشت بر او هدیه می آورند و پس از هیجده روز، به ملکوت پر می کشد و تا آستانه رستاخیز با دوستان خدا همچنان در آنجا خواهد بود. (بحارالانوار، ج101: 78؛ نشریه مکاتب و اندیشه: شماره 14)

به گزارش «شیعه نیوز»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه از ياران امام زمان(عج) باشم؟

9ام اردیبهشت, 1396

ياري امام زمان(عج) در اين زمان به انجام صحيح وظايف خود در زمان غيبت است . وظيفه منتظر امام زمان(ع) اين است كه مانند يك منتظر واقعي زندگي كند. وقتي انسان حقيقتا منتظر كسي باشد تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد حتما خانه را تميز و مرتب مي كند، وسايل پذيرايي را آماده مي كند و با لباس مرتب و چهره اي شاداب در انتظار مي ماند. چنين كسي مي تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان بوده است. اما كسي كه نه خانه را مرتب كرده است و نه وسايل پذيرايي را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تميزي پوشيده است و نه اصلاً به فكر ميهمان است اگر ادعا كند كه در انتظارميهمان بوده همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه گويي او خواهند خنديد.
لاف عشق و گله از يار زهي لاف دروغ عشق بازان چنين مستحق هجرانند
بنابراين انتظار بايد قبل از آنكه از ادعاي انسان فهميده مي شود از رفتار و كردار او فهميده شود. نمي توان هر كسي را كه ادعاي دوستي و ولايت امام زمان(عج) را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آري «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد».
با چنين توضيحي روشن است كه يك منتظر واقعي امام زمان بايد رفتارش به گونه اي باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان(عج) باشد. يعني در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند خوشحال شود و آماده باشد براي ياري امام زمان(عج) با مال و جان خويش جهاد نمايد و خود را درراه آن حضرت فدا نمايد. بنابراين يك منتظر واقعي اهل گناه و دلبستگي به دنيا نيست چرا كه چنين كسي نمي تواند از وابستگي ها و دلبستگي ها و آلودگي ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع) باشد.
با توجه به نكات ذكر شده مي توان برخي وظايف منتظر امام زمان(ع) را چنين ذكر كرد:
1. اولين شرط انتظار؛ معرفت است تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامي انسان در انتظار كسي مي نشيند كه او را خوب بشناسد اما اگر انسان كسي را نشناسد ولو بداند كه آن شخص خواهد آمد برايش اهميتي نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان هم چنين است. كساني كه آن حضرت را نمي شناسند مانند كفار و يا اهل اديان ديگر، هرگز انتظار او را نمي كشند اما كساني كه او را مي شناسند و ارزش او را مي شناسند و مقام او رامي دانند منتظر او مي مانند.
كساني كه امام زمان(عج) را نمي شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در اين حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفته اند. چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه؛ هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است» (بحارالانوار، ج 32، ص 331).
بنابراين اولين شرط انتظار، ايجاد معرفت در مورد امام زمان است و طبيعي است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بيشتر باشد انسان ارزش او را بيشتر درك خواهد كرد و به عظمت او بيشتر پي خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالي كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگي و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران او بيرون هستند. آري:
وصل خورشيد به شب پره اعمي نرسد كه در اين آينه صاحب نظران حيرانند
البته شناخت امام زمان دو گونه است. اول، شناخت تاريخي وجود آن حضرت مانند اينكه امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالي است و مانند آن. اما گونه ديگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانيت آن حضرت است كه اين شناخت كار هر كسينيست و ظرفيت و لياقت زيادي مي خواهد. و در حقيقت اصحاب خاص امام زمان(ع) كساني هستند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته اند براي آگاهي از مقام عظيم امامت رجوع به زيارت جامعه كبيره و تأمل در معاني عميق و عجيب آن توصيه مي شود.
همچنين خواندن كتب معتبري كه در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است مي تواند انسان را تا حدي به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.
2. محبت به امام زمان(ع)؛ وظيفه ديگري است كه منتظران آن حضرت بايد در خود ايجاد كنند و آن را افزايش دهند. بديهي است كه تا انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم كه او رابشناسد نمي تواند واقعا منتظر آمدن او باشد اگر انسان از ميهمان خود بدش بيايد چگونه مي تواند منتظر قدم او باشد و خود را براي پذيرايي از او آماده كند؟ پس تا محبت به امام زمان در وجود انسان شكل نگرفته و شعله ور نشده باشد نمي تواند به وظايف منتظران واقعي عمل نمايد.محبت به امام زمان وظيفه اي است كه پيامبر اكرم(ص) نيز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا كه در قرآن كريم مي فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي» ؛ (شوري، آيه23).
3. ايجاد سنخيت با امام زمان(ع)؛ منتظران واقعي وضعيت روحي و فكري و عملي خود با به گونه اي سامان مي دهند كه سنخيت كاملي با امام زمان(ع) داشته باشند. آيا مي توان منتظر قدوم كسي بود و با او مشابهت و سنخيت نداشت؟ آيا مي توان محبت كسي را داشت اما با او هيچ سنخيت و مشابهتي نداشت؟ ايجاد سنخيت با امام زمان از طريق تقويت ايمان و تقوا و فضايل اخلاقي و درجات معنوي حاصل مي شود. و تنها در اين صورت است كه مي توان ادعاي محبت به امام زمان را داشت. در صورتي كه انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان باشد شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دوري اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.
طبيعي است كه هر چقدر اين سنخيت بيشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت.
4. ارتباط با منتظران ديگر؛ منتظر امام زمان مي داند كه برنامه آن حضرت يك برنامه جهاني است و بايد ياوران زيادي داشته باشد تا حركتش پيروز شود. بنابراين به فكر گسترش ياران و منتظران آن حضرت خواهد افتاد و باارتباط با آنها به تقويت روحيات ايماني خود و ديگران خواهد پرداخت تا بر اساس تعاونوا علي البرّ و التقوي به كمك مؤمنان منتظر ديگر خود را آماده ظهور حضرت بنمايد.
5. دعا براي تسريع در ظهور امام زمان(ع)؛ منتظر واقعي هر لحظه انتظار محبوب را مي كشد و از خدا مي خواهد كه هر چه زودتر او را برساند بنابراين دعاي فراوان براي فرج آن حضرت از وظايف هميشگي منتظرآن حضرتش مي باشد. دعاي براي تسريع در فرج امام زمان مورد توصيه آن حضرت نيز مي باشد.
6. ارتباط با امام زمان(ع) به شكل هاي مختلف؛ اگر انسان منتظر محبوب خويش را نيابد سعي مي كند عدم دوري محبوب خويش را از طريق ديگري مانند تلفن و نامه جبران نمايد تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقل ارتباط ضعيفي با او داشته باشد. همچنين منتظر امام زمان وقتي موفق به زيارت آن حضرت نمي شود از طريق خواندن دعاي ندبه، زيارت آل ياسين، دعاي عهد كه از طرف بزرگان بسيار توصيه شده است، و نيز از طريق رفتن به مسجد جمكران ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مي كند.
7. ياد فراوان حضرت؛ ياد كردن از محبوب عادت ديرينه منتظران عاشق است كه چندي منتظر محبوب خويش هستند اما نتوانسته اند پس از مدتها انتظار او را ببينند و حال خود را لا اقل با ياد او و نام او آرام مي كنند. به ياد آوردن امام عصر و عنايت او به شيعيان با ذكر احاديث، كرامات، مقام امام و عنايت امام به شيعيان وظيفه ديگري است كه منتظران واقعي احساس مي كنند و بدين طريق همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مي دارند.
8. دادن صدقه براي سلامتي آن عزيز و يا حواله نمودن ثواب هايي براي آن حضرت
9. رفع شبهه و مبارزه با شبهه افكنان درباره وجود، طول عمر و آثار وجودي آن حضرت در بين منتظران.
10. اميدواري بر قيام و انقلاب آن يوسف زهرا(س) و اميد دادن به ديگران
11. ايجاد آمادگي دائم رزمي براي ظهور حضرت چنانكه در روايت آمده است: «ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما؛ هر يك از شما براي قيام قائم(عج)بايد آماده گردد هر چند با تهيه يك تير باشد» (بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146).
منتظران و ياوران مصلح جهاني بايد خود صالح باشند؛ بنابراين براي فراهم كردن زمينه ظهور حضرتشان، ما بايد از خود آغاز كنيم و با اراده اي محكم، عزمي راسخ و برنامه اي دقيق به اصلاح افكار و انديشه ها و نيز تغيير و اصلاح رفتار و كردارمان بپردازيم و با آگاهي ازوظايف عملي و گسترش شناخت خود از مباني ديني و معرفتي، در راه تقويت بنيه اعتقادي و اخلاقي خويش، تلاش و كوشش كنيم. و در يك جمله با اجتناب از معاصي، لغزش ها و گناهان و انجام دادن واجبات و وظايف ديني ـ در هر محيطي كه هستيم ـ به خودسازي اقدام كنيم و باتوبه از اعمال گذشته، قلب خويش را براي تجلّي نور الهي آماده سازيم. بنابراين گناهان گذشته ـ هر چند زياد باشد ـ نمي تواند مانع مهمي در راه رشد و كمال و پيوستن به جرگه منتظران و ياوران واقعي امام زمان(عج) باشد. پس با توبه واقعي، مي توان سيئات و بدي هاي گذشته را به حسنه و نيكي تبديل كرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.
قرآن راجع به حضرت مهدي(ع) و اصحاب ايشان مي فرمايد: «الدين ان مكناهم في الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزكاه و آمرو بالمعروف و نَهوا عن المنكر؛ كساني كه اگر در زمين به آنان توانايي دهيم، نماز را به پا داشته و زكات را [به مستحق [مي بخشند و به معروف امر نموده و از منكر نهيمي كنند (حج، آيه 41).
امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مي فرمايد: «اين آيه براي آل محمد و مهدي(ع) و اصحاب او است».
در نتيجه اگر ما هم مي خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم. در اين رابطه به راه كارهاي زير توجه فرماييد:
1. ارتباط معنوي خود را با خداي متعال تقويت كنيد؛
2. نمازهاي يوميه را در اول وقت و حتي المقدور به جماعت بخوانيد؛
3. سعي كنيد در نماز حضور قلب داشته باشيد و هميشه خود را در محضر خداوند متعال بدانيد؛
4. از هر گونه گناه و معصيتي اجتناب كنيد؛
5. حجاب، متانت و وقار خود را كاملاً رعايت كنيد؛
6. بدانيد كه هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه مي شود و مورد بررسي قرار مي گيرد؛
7. اكنون كه در دوران تحصيل علم هستيد، بيشترين توجه خود را به درس و موفقيت تحصيلي داشته باشيد؛
8. با مطالعه كتاب هايي كه درباره امام زمان(ع)، آگاهي و شناخت خود را در اين زمينه تعميق و گسترش بخشيد؛
9. براي اصلاح اوضاع فرهنگي دانشگاه، به تنهايي يا به كمك ديگر دانشجويان متدين و دلسوز و يا به كمك بعضي از تشكل هاي مذهبي دانشگاه، امر به معروف و نهي از منكر كنيد و بدين وسيله جلو بعضي اعمال خلاف را بگيريد. در اين راه نهراسيد و خجالت هم نكشيد؛زيرا خشنودي و رضايت امام زمان(ع)، در گسترش ارزش هاي ديني و اخلاقي و اجتناب از گناه و خلاف است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه بفهمیم که امام زمان از ما راضی است؟

8ام اردیبهشت, 1396

از آن جایی که رضایت و خشنودی خداوند، رضایت و خشنودی حضرت بقیه الله الأعظم امام زمان(عج) است، بهترین راه تحصیل رضایت ایشان، عبودیت و بندگی خالص خداوند است.
انسان باید واجبات شرعی را انجام دهد و از محرمات پرهیز کند . به گونه ای رفتار کند که بندگان الهی اعم از اقوام، همسایه ها و دیگران از وی راضی باشند. سعی کند که دلی را شاد کند. کوشش کند که دلش خالی از حقد و کینه و حسد باشد و قلبش سلیم شود. وقتی انسان کردارش را نیک کرد و از اوامر و نواهی الهی سرپیچی نکرد و از آلودگی های ظاهری و باطنی خود را پاکیزه کرد، انسانی امام زمان(عج) پسند می شود. هنگامی که پرونده اعمالش را به خدمت ولی عصر عرضه می دارند، حضرت خوشحال می شود.
امام صادق علیه السلام فرمود: “در هر پنج شنبه اعمال بندگان به رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام عرضه
می شود".(1)
حضرت فرمود: چرا رسول الله صلی الله علیه و آله را ناراحت می کنید؟ مردی عرض کرد: چگونه ناراحتش می کنیم؟ فرمود: آیا
نمی دانید اعمال شما بر حضرت عرضه می شود؟ اگر گناهی ببیند، ناراحت می شود، پس رسول خدا را ناراحت نکنید، بلکه خوشحالش کنید.(2)
انسان با بندگی و خودسازی و عمل به وظیفه خود در زمان غیبت می تواند قدمی جهت خشنودی حضرت ولی عصر(عج) بردارد.
بعضی از وظایف زمان غیبت عبارتند از: انتظار فرج، خواندن دعای فرج و دعای ندبه و دعای عهد ، صدقه دادن برای سلامتی حضرت، انجام حج و زیارت به نیابت از ایشان و کارهای خیر دیگر .
ایمان و عمل صالح دو رکن اساسی در زندگی انسان به شمار می رود . برای کسب رضایت امام مهدی(عج) باید هر چه بیش تر آن دو را تقویت کرد. گفته اند در دوره آخر الزمان مردم لباس اسلام را وارونه به تن می کنند؛ این سخن ممکن است به این معنا باشد که برخی از ارزش های اسلامی جایگاه خود را از دست می دهد . برخی از امور بی ارزش یا ضد ارزش، ارزشمند می گردد. یکی از اموری که موجب می شود فرد از این آسیب تا حد زیادی در امان بماند، این است که باید تلاش کند اسلام را درست بفهمد . به آثار دانشمندان اسلامی مورد اعتماد مراجعه نماید. بعد از شناخت اسلام صحیح آن را به بهترین وجه ممکن در زندگیش پیاده کند. این بهترین راه جلب رضایت امام زمان است .در این صورت انتخاب و تصمیم گیری از روی هوای نفس نخواهد بود ،بلکه بر اساس خواست خدا خواهد بود که مورد تایید امام زمان است. معیار باید احکام و دستور الهی باشد.
برای اطلاع بیش تر به کتاب “مکیال المکارم"نوشته میرزا محمد تقی اصفهانی مراجعه فرمایید.

پی نوشت ها:
1. علامه مجلسی،بحارالانوار،ج 23، ص 345.موسسه الوفاء ،بیروت،1404ق.
2.شیخ کلینی، اصول کافی،‌ج 1، ص 219، دارالکتب الاسلامیه،تهران،1365ش.
بازدید:

اشتراک گذاری این مطلب!